زمان خریداری شدن نیز در پلاستیک های فریزر تقدیم مشتری می گردند تا دستان خریداران آلوده نگردد!!!!!!!!!! تصور کنید تنفس در یک پلاستیک سربسته را !!!! اگر نگاهی به خریداران این جوجه بیاندازیم اغلب مشاهده می کنیم که خریداران مادرانی هستند که برای سرگرمی دو سه روزه کودکشان این جوجه ها را خریداری می کنند. این جوجه ها هنگامی که به منزل یا در حقیقت قتلگاه خود می رسند وضع شان بدتر می شود چون در عوض نگهداری و مواظبت از آنها بعنوان بازیچه  و در حقیقت عروسکی زنده و متحرك و صدادار!!!  مورد استفاده قرار می گیرند .صرفنظر از تغذیه آنها که معمولا توسط مخلوطی با عنوان دان!!! که توسط فروشندگان جوجه همراه آنها عرضه می شود و اغلب چیزی  جز مخلوطی از سبوس و خاک اره نیست وضعیت نگهداری آنها  بدین صورت است که یا شکار گربه و کلاغ می گردند و یا بعلت بیماری می میرند و یا اینکه در زیر دست و پای کودک دلبند انسان !!!! له می گردند.جالب اينكه اين موجودات زيبا دلبستگي و وابستگي عجيبي به انسان پيدا مي كنند تا حدي كه همه جا بدنبال او راه مي افتند و اين گاهي به قيمت از دست دادن جانشان و له شدن زير دست و پا مي انجامد؛ موارد دیگری مانند پرتاب آنها و یا شستن آنها در حمام برای تمیز شدنشان !!توسط مثلا مادران كوچكشان- و موقتی شان - و خفگی آنها زیر آب و یا حتی له شدن بین دستان کودکان ما هنگام پوشاندن لباس(لباس جوجه اي) توسط مادرانشان !!!!!!!! و يا له شدن در تختخواب در هنگام خواب كودك كه آنها را مانند عروسكشان به تختخواب مي برند. اینها نمونه هایی از سرنوشت این موجودات کوچک و زیبا است که بطور غیر عمدی!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! دچار آن می شوند.

دسته ای دیگر از این جوجه ها بعنوان وسیله تفریح ما آدمیان مورد استفاده قرار می گیرند برای مثال شخصی که از یک قوش در منزل نگهداری می کرد! این جوجه ها را بعنوان شکار برای حیوان دست آموزش خریداری می کرد و با رها کردن جوجه در  حیاط قوش خود را تشویق به شکار او می نمود قوش بیچاره نیز برای رفع گرسنگی به جوجه بیچاره حمله می کرد و ... و باعث تفریح صاحب خود را فراهم می آورد.و نیز استفاده از آنان بعنوان هدفی زنده و شکار آنها با تفنگ بادی که نشانه دقت در تیر اندازی به اهداف کوچک می باشد!!! و مایه فخر و مباهات برخی از ماست.

یکی دیگر از موارد استفاده !!! این جوجه ها بعنوان خوراک لذیذی برای گربه های خانگی است و همچنین بعنوان طعمه برای رهایی از دست گربه های مزاحم این جوجه ها سمی شده و رها می شوند تا شر گربه های مزاحم را از سر صاحبخانه کم کنند.!!!

طبق آماری که گرفتم تقریبا فقط 25/0% (توجه کنید  فقط بیست و پنج صدم درصد یعنی از هر چهارصد جوجه یکی) این جوجه ها به سن بلوغ (5/4 ماهگي) می رسند.

با کمی تامل در می یابیم که ما انسانها تا چه حد اسیر تمایلات دیو مابانه خود شده ایم و برای بدست آوردن وسایل لازم خود حتی از جان این جوجه های زیبا نیز نگذشته ایم .

چاره چیست؟

اکنون چون ما نمی توانیم تا زمان هچ شدن(از تخم در آمدن)جوجه ها آنها را تفکیک جنسی نماییم  و از آنجا که پرورش این جوجه خروس ها نیز به ضرر مرغداران تمام می شود و جز حکم مرگ نمی توان برای آنها حکمی صادر نمود (متاسفم)پس آیا بهتر نیست در همان روز اول و قبل از خروج از کارخانه مرگ به سراغ آنها بیاید تا حداقل زجر کش نشوند . (اگر بخواهند سود حاصل از فروش این جوجه ها را به فروشندگان توسط کارخانه بهانه نمایند نیز در می یابیم که مبلغی بسیار ناچیزمی باشد که برای هر جوجه تقریبا در حد ده تومان می باشد و برای کارخانه به هیچ عنوان مبلغ قابل ملاحظه ای نیست)

پس انسان تا کی می خواهد اینقدر سنگدلی و قساوت قلب را در مورد حیوانات بخرج دهد.آیا نه اینست که کودکی که کشتن این جوجه را بعنوان تفریح انجام می دهد(هدف گیری موجود زنده با تفنگ بادی) آنقدر سنگدل می شود که در بزرگی حتی از کشتن دیگر انسانها نیز ابایی ندارد(نتیجه ی روانشناسی انسانی).