بدون عنوان



در يك پارك محلي در بنگال، هنگامي كه دو نفر نابينا، نتوانستند شير آب را پيدا كنند، يك ميمون مادر، شير آب را براي آنها باز كرد و تا هنگامي كه آنها آب نوشيده و صورت خود را شستند، ميمون همانجا ايستاد و سپس شير آب را بست و از آنجا دور شد.
از نگاه متخصصان اعصاب شاید یکی از ساده ترین مغز ها را بتوان به کبوتران نسبت داد اما یک تحقیق جالب نشان داده است که این حیوانات با همین ساختار ساده کار هایی را می توانند انجام دهند که برای خیلی از ما دور از انتظار می باشد.
چندین دهه قبل یکی از نرو لوژیست ها برای اثبات یکی از این توانایی ها کبوتری را به شرحی که در ادامه می خوانید برای مدتی آموزش داد . اویک تابلوی نقاشی از آثار ون گوک و یکی از اثار چاگال را در چند روز ابتدایی تحقیق درون قفس یک کبوتر قرار داد و مقداری دانه در جلوی نقاشی ای که مربوط به ون گوک بود قرار داد و خو طبیعتا کبوتر برای خوردن غذا انجا را به عنوان مقصد انتخاب می کرد چند روز بعد دو اثر دیگر را باز از همین دو نقاش برجسته انتخاب و با نمونه های قبلی جایگزین نمود و اینبار هم دانه ها را در جلوی تابلوی ون گوک می ریخت این قضیه را برای ۵ بار متوالی یعنی ۵ زوج اثر متفاوت از نقاشان مذکور تکرار نمود . بعد از تمام شدن فاز آموزش کبوتر یک روز یک اثر از ون گوک و یک اثر از چاگال را از میان اثاری که قبلا کبوتر دیده بود انتخاب کرد و بدون انکه دانه ای در پیش آنها قرار دهد برای چند بار متوالی در معرض دید کبوتر قرار داد نتیجه شگفت آور بود کبوتر ۹۵درصد موارد به سمت اثر ون گوک حرکت می کرد اما کار به همین جا ختم نشد این بار دو اثر غیر از آثاری که کبوتر با آنها آموزش دیده بود را انتخاب و این ازمایش را انجام مجددا اجرا نمود . نتیجه واقعا باور کردنی نبود در ۸۵ درصد موارد کبوتر سبک نقاشی ون گوک را درست تشخیص داده و به سمت او حرکت می کرد
سال ها پيش در کشور «آلمان» زن و شوهري زندگي مي کردند. آنها هيچ گاه صاحب فرزندي نمي شدند. يک روز که براي تفريح به اتفاق هم از شهر خارج شده و به جنگل رفته بودند ببر کوچکي در جنگل نظر آنها را به خود جلب کرد. مرد معتقد بود که نبايد به آن بچه ببر نزديک شد. به نظر او ببر مادر جايي در همان حوالي فرزندش را زير نظر داشت، پس اگر احساس خطر مي کرد به هر دوي آنها حمله مي کرد و صدمه مي زد. اما زن انگار هيچ يک از جملات همسرش را نمي شنيد، خيلي سريع به سمت ببر رفت و بچه ببر را زير پالتوي خود به آغوش کشيد و دست همسرش را گرفت و گفت: «عجله کن، ما بايد همين الان سوار اتوموبيل مان شويم و از اينجا برويم.» آنها به آپارتمان خود بازگشتند و به اين ترتيب ببر کوچک عضوي از ا عضاي اين خانواده کوچک شد و آن دو با يک دنيا عشق و علاقه به ببر رسيدگي مي کردند. سال ها از پي هم گذشت و ببر کوچک در سايه مراقبت و محبت هاي آن زن و شوهر حالا تبديل به ببر بالغي شده بود که با آن خانواده بسيار مانوس بود. در گذر ايام، مرد درگذشت و مدت زمان کوتاهي پس از اين اتفاق، دعوتنامه اي کاري براي يک ماموريت 6ماهه در مجارستان به دست آن خانم رسيد. زن، با همه دلبستگي بي اندازه اي که به ببري داشت که مانند فرزند خود با او مانوس شده بود، ناچار شده بود 6 ماه کشور را ترک کند و از دلبستگي اش دور شود. پس تصميم گرفت که ببر را براي اين مدت به باغ وحش بسپارد. در اين مورد با مسئولان باغ وحش صحبت کرد و با تقبل کل هزينه هاي 6ماهه ببر را با يک دنيا دلتنگي به باغ وحش سپرد و کارتي از مسئولان باغ وحش دريافت کرد تا هر زمان که مايل بود بدون ممانعت و بدون اخذ بليت به ديدار ببرش بيايد. دوري از ببر برايش بسيار دشوار بود. روزهاي آخر قبل از مسافرت مرتب به ديدار ببرش مي رفت و ساعت ها کنارش مي ماند و از دلتنگي اش با ببر حرف مي زد. سرانجام زمان سفر فرا رسيد و زن با يک دنيا غم دوري با ببرش وداع کرد. بعد از 6 ماه که ماموريت به پايان رسيد وقتي زن بي تاب و بي قرار به سرعت خودش را به باغ وحش رساند در حاليکه از شوق ديدن ببرش فرياد مي زد: «عزيزم; عشق من، من برگشتم، اين 6 ماه دلم برايت يک ذره شده بود، چقدر دوري ات سخت بود، اما حالا من برگشتم و...» و در حين ابراز اين جملات مهرآميز به سرعت در قفس را گشود و آغوش را باز کرد و ببر را با يک دنيا عشق و محبت و احساس در آغوش کشيد. ناگهان صداي فريادهاي نگهبان قفس فضا را پر کرد: «نه; بيا بيرون، بيا بيرون، اين ببر تو نيست. ببر تو 6 روز بعد از اينکه اينجا را ترک کردي از غصه دق کرد و مرد، و اين يک ببر وحشي گرسنه است. اما ديگر براي هر تذکري دير شده بود. ببر وحشي با همه عظمت و خوي درندگي، ميان آغوش پر محبت زن، مثل يک بچه گربه، رام و آرام بود. اگرچه «ببر» مفهوم کلمات مهرآميزي را که زن به زبان آلماني ادا کرده بود را نمي فهميد اما محبت و عشق چيزي نبود که براي درکش نياز به دانستن زبان و رسم و رسوم خاصي باشد. چراکه عشق آنقدر عميق است که در مرز کلمات محدود نشود و احساس آنقدر متعالي است که از تفاوت نوع و جنس فرا مي رود. براي هديه کردن محبت، يک دل ساده و صميمي کافيست تا از دريچه يک نگاه پر مهر عشق را بتاباند و مهر را هديه کند. محبت، آنقدر نافذ است که تمام فصل سرماي ياس و نااميدي را در چشم برهم زدني بهار کند. عشق، يکي از زيباترين معجزه هاي خلقت است که هر جا رد پا و اثري از آن به جا مانده تفاوتي درخشان و ستودني چشم گير است. محبت، همان جادوي بي نظيري است که روح تشنه و سرگردان بشر را سيراب مي کند و لذتي در عشق ورزيدن هست که در طلب آن نيست. بيا بي قيد و شرط عشق ببخشيم تا از انعکاس آن کل زندگي مان نور باران و لحظه لحظه عمر، شيرين و ارزشمند گردد. در کورترين گره ها، تاريک ترين نقطه ها، مسدودترين راه ها، عشق بي نظيرترين معجزه راهگشاست. مهم نيست دشوارترين مسئله پيش روي تو چيست، ماجراي فوق را بخاطر بسپار و بدان سرسخت ترين قفل ها با کليد عشق و محبت گشودني است. پس; «معجزه عشق را امتحان کن!»

بقیه تصاویر در ادامه مطلب
همه ما داستان پترس فداکار رو توی کتابهای درسی دبستان خوندیم اگرچه اون یه داستان بود ولی اینجا تصویر خیره کننده پرنده ای رو می بینیم که برای محافظت فرزندانش از آب بدنش کوچکش را مانند یک سد در مقابل آب قرار داده تا لانه اش را آب نبره. او ن لونه اش را ناخواسته در مجرای یک ناودان بنا کرده و حالا که بارندگی آغاز شده او بدنش را مقابل جریان آب قرار داده .پرنده نر مشغول غذا دادن به جوجه هاست اما پرنده ماده در مجرای آب خود را قرار داده است و کنار او هم آب زیادی جمع شده.این پرنده ماده پرهای خود را باز کرده و حجم بدنش به دو برابر حجم معمولی رسیده تا هر چه بیشتر جلو آب را بگیره.



روز گذشته سگ پیری که دچار تومور مغزی است و دیگر توان دویدن ندارد، جان صاحبش را که نگذاشته دامپزشک این سگ پیر را بکشد، از آتش نجات داد. اسکات سیمور اهل میشیگان صاحب بولداگ پیر
است که دو هفته پیش دامپزشک قصد داشته وی را به دلیل تومور مغزی و ناتوانی در حرکت و دویدن بکشد اما با مقاومت اسکات بولداگ زنده ماند تا جان اسکات را نجات داد. زمانیکه خانه اسکات آتش میگیرد و این مرد جوان در داخل شعلههای آتش گرفتار میشود بولداگ پیر با زحمت فراوان به داخل خانه شعلهور میرود و اسکات را در حالیکه به خاطر استنشاق دود بیهوش شده بوده با دندان بر روی زمین میکشد و وی را از خانه آتش گرفته خارج میکند. اسکات معتقد است بولداگ پیر سگ بسیار باهوشی است و این کار را برای تشکر از وی به خاطر اینکه نگذاشته دامپزشک وی را بکشد انجام داده است. بولداگ پیر در روزهای پایانی عمرش از ماموران آتشنشانی نشان شجاعت دریافت کرد
منبع : mehrnews
كلاغها و خویشاوندانشانـ از جمله غراب، زاغی و جیجاق - به خاطر هوش و تواناییشان در شكوفایی در محیط زیست انسان معروفاند. این توانایی شاید به مهارتهای اجتماعی فراگونهای مربوط
باشد. در منطقه سیاتل كه رشد سریع حومه شهر جمعیت رو به رشدی از كلاغها را به خود جلب كرده است، پژوهشگران دریافتهاند كه این پرندگان میتوانند چهره انسانها را از هم تشخیص دهندغراب، زاغی و جیجاق - به خاطر هوش و تواناییشان در شكوفایی در محیط زیست انسان معروفاند. این توانایی شاید به مهارتهای اجتماعی فراگونهای مربوط باشد. در منطقه سیاتل كه رشد سریع حومه شهر جمعیت رو به رشدی از كلاغها را به خود جلب كرده است، پژوهشگران دریافتهاند كه این پرندگان میتوانند چهره انسانها را از هم تشخیص دهند. جان مرزلوف (J.Marzluff)، زیستشناس حیاتوحش در دانشگاه واشنگتن، بیش از ۲۰سال كلاغها و غرابها را بررسی كرده و در تمام این مدت از خود میپرسید آیا این پرندگان میتوانند پژوهشگران مختلف را شناسایی كنند. به نظر میرسید كلاغهایی كه قبلا به دام افتادهاند بیشتر مراقب بعضی از دانشمندان هستند و گرفتن آنها اغلب دشوارتر بود. دكتر مرزلوف میگوید «با خودم فكر میكردم خوب، كمی مزاحمت ایجاد میكنند اما مانع كار ما نمیشوند. اما بعد فكر كردم باید مستقیما آن را آزمایش كنیم.» دكتر مرزلوف و دو تا از دانشجویانش برای آزمودن توانایی این پرندگان در تشخیص چهرهها جدا از لباس، طرز راه رفتن و سایر ویژگیهای فردی انسان، از ماسكهای لاستیكی
استفاده كردند .كلاغها و خویشاوندانشانـ از جمله او ماسك انسان غارنشین را «خطرناك» و در ژستی تعمدی برای نشان دادن خوشقلبی مدنی، ماسك دیك چنی را «بیاثر» نامید. سپس پژوهشگرانی در ماسك خطرناك هفت كلاغ را در پردیس دانشگاه در سیاتل به دام انداختند و حلقهگذاری كردند. طی ماههای پس از آن، پژوهشگران و داوطلبان در پردیس دانشگاه ماسك زدند و این بار از مسیرهای تعیینشده گذشتند و كاری به كار كلاغها نداشتند. كلاغها فراموش نكرده بودند. آنها به كسانی كه ماسك خطرناك زده بودند به طرز معناداری بیشتر از زمانی كه هنوز به دام نیفتاده بودند پرخاش میكردند، حتی وقتی كه این ماسك زیر كلاه پنهان میشد یا آن را وارونه میگذاشتند. ماسك بیاثر واكنش چندانی را برنینگیخت. این تاثیر نه تنها به قوت خویش باقی مانده بلكه در طول دو سال گذشته زیادتر هم شده است. دكتر مرزلوف میگوید چندی پیش كه با ماسك خطرناك قدمزنان از پردیس گذشته است، از ۵۳ كلاغی كه با آنها روبهرو شده ۴۷ تا به او پرخاش كردهاند، كه این خیلی بیشتر از تعداد كلاغهایی است كه در ابتدا به دام افتاده یا شاهد آن بودند. فرضیه پژوهشگران این است كه كلاغها هم از پدر و مادرشان و هم از كلاغهای همدسته دیگر یاد میگیرند كه آدمهای خطرناك را تشخیص دهند.
دكتر مرزلوف و دانشجویانش پس از آزمایشهایی كه در پردیس دانشگاه انجام دادند، سعی كردند این پدیده را با ماسكهای واقعگرایانهتری آزمایش كنند. آنها یك ماسكساز حرفهای را به خدمت گرفتند تا از روی چهره شش دانشجوی مدل ماسك بسازد. سپس وقتی در چند مكان در داخل سیاتل و حوالی آن كلاغها را میگرفتند، این ماسكهای جدید را گذاشتند. پژوهشگران سپس مخلوطی از ماسكهای بیاثر و خطرناك را در اختیار مشاهدهگران داوطلبی گذاشتند كه بیخبر از سابقه ماسكها، آنها را در مكانهای دامگذاری میگذاشتند و واكنش كلاغها را ثبت میكردند. یكی از داوطلبان كه مدیر بازنشسته یك شركت تلفن است میگوید واكنش كلاغها به یكی از ماسكهای خطرناك واقعا تماشایی بود. او میگوید «صدای این پرندگان واقعا گوشخراش بود، مدام فریاد میكشیدند و معلوم بود كه در كل با چیزی مشكل ندارند. آنها با من مشكل داشتند.»
اینبار هم احتمال آنكه كلاغها به مشاهدهگرانی كه ماسك خطرناك گذاشته بودند واكنش نشان دهند بهطرز معناداری بیشتر بود و وقتی همزمان با مشاهدهگرانی در ماسكهای بیاثر و خطرناك روبهرو میشدند، تقریبا بدون اشتباه چهره خطرناك را برای آزار دادن انتخاب میكردند. در مركز شهر سیاتل كه بیشتر رهگذران كلاغها را نادیده میگیرند، پرندگان عصبانی دشمنان انسانیشان را تقریبا میزنند. در مناطق روستایی كه كلاغها را بیشتر «موشهای پرنده» پرسروصدا میدانند و گاهی به آنها شلیك میكنند، این پرندگان ناخشنودیشان را از فاصله ابراز میكنند. اگرچه آزمایش دكتر مرزلوف نخستین بررسی رسمی تشخیص چهره انسان در پرندگان وحشی است، یافتههای مقدماتی او حدس گمانهای بسیاری از پژوهشگران دیگر را تایید میكند كه تواناییهای مشابهی را در كلاغها، غرابها، كاكاییها و گونههای دیگر مشاهده كردهاند. رفتارشناس پیشگام، كنراد لورنتس (K.Lorenz)، چنان به تواناییهای ادراكی كلاغها و خویشاوندانشان اعتقاد داشت كه وقتی كلاغهای گردنبور را در دست میگرفت، لباسی شیطانی میپوشید. خانم استیسیا باكنستو، دانشجوی كارشناسی ارشد دانشگاه آلاسكا در فیربنكس، كه در میدانهای نفتی نورثاسلوپ آلاسكا غرابها را بررسی میكند، لباس پرزحمتی برای خود جور كرده است- شامل یك ریش تقلبی و شكم گندهای از جنس بالش ــ زیرا معتقد است چهره و شكماش برای كلاغهایی كه قبلا گرفته آشنا هستند.
كوین مكگوان (K.McGowan)، پرندهشناس آزمایشگاه پرندهشناسی كورنل كه در شمال ایالت نیویورك به
مدت ۲۰ سال كلاغها را به دام انداخته و حلقهگذاری كرده است، میگوید پرندگانی كه از بادامزمینیهایی كه او برایشان ریخته خوردهاند مرتب او را تعقیب میكنند و آنهایی كه در گذشته به دام افتادهاند او را به ستوه میآورند. اینكه چرا كلاغها و گونههای مشابه تا این حد با انسان هماهنگ هستند موضوع بحث و اختلافنظر است. برند هاینریش (B.Heinrich)، استاد ممتاز دانشگاه ورمونت كه به خاطر كتابهایش درباره رفتار غرابها معروف است، معتقد است كه توانایی آشكار كلاغها برای تشخیص چهره انسآنها از یكدیگر «پیامد جانبی تیزهوشی آنهاست»، نتیجه توانایی غیرعادی آنها در تشخیص همدیگر، حتی پس از ماهها جدایی.
دكتر مكگوان و دكتر مرزلوف بر این باورند كه این توانایی به كلاغها و برادرانشان نوعی برتری تكاملی میدهند. دكتر مرزلوف میگوید «اگربتوانید یاد بگیرید كه از چه كسی پرهیز كنید و دنبال چه كسی راه بیفتید، خیلی آسانتر از آن است كه مدام آسیب ببینید. به نظر من همین است كه به این جانوران امكان میدهد با ما زندگی كنند و به شیوهای بسیار بیخطرتر و موثرتر از ما امتیاز بگیرند.»

نتایج تحقیقات دانشمندان انگلیسی حاکی از آن است که پرنده ها و به خصوص خانواده کلاغ ها، بیش از آنچه که در گذشته تصور می شد باهوش هستند.

به نقل از بی بی سی کریستوفر برد از بخش جانورشناسی دانشگاه کمبریج انگستان که در این مورد تحقیقات گسترده ای انجام داده، معتقد است که پرندگان و در راس آنها خانواده کلاغ ها، علاوه بر آنکه از حافظه بسیار خوبی برخوردارند، توانایی استدلال های پیچیده اجتماعی را هم دارند. آنچه که حیرت آقای برد را بیش از همه برانگیخته، توانایی خارق العاده کلاغ ها در ساخت و استفاده از ابزار است. البته بخشی از هوش این پرندگان در تعامل با سایر اعضای گروهی که در آن زندگی می کنند جلوه گر می شود. به طور مثال کلاغ ها قادرند به راحتی افراد مختلف گروه را از هم تشخیص دهند، و یا با بعضی از آنها روابط نزدیک تری برقرار کنند.
زندگی کردن در گروه، گاهی اوقات باعث می شود کلاغ ها رفتارهای فریبکارانه ای از خود به نمایش بگذارند. نتایج این تحقیقات نشان می دهد که گونه خاصی از زاغ ها، استاد این شیوه های فریبکاری هستند. بسیاری از کلاغ ها عادت دارند غذا و آذوقه را برای مصرف در آینده، به خصوص در فصل سرما ذخیره کنند. اما گونه به خصوصی از زاغ ها حتی در این مورد یک قدم فراتر می روند.آنها اگر متوجه بشوند که تحت نظر هستند، برای فریب دادن و گیج کردن پرنده های دیگر منقار خود را در زمین فرو می برند بدون آنکه غذا را در آن نقطه قرار داده باشند. سپس ممکن است آنها غذا را در نقطه ای دیگر مخفی کنند.
تست آینه
پیش از این تصور می شد تنها بعضی از انواع پستانداران، از جمله دلفین ها و فیل ها از وجود خود آگاهی دارند و به نوعی از توانایی تشخیص خود برخوردارند.اما سال گذشته برای نخستین بار گروهی از محققان آلمانی دریافتند که گونه ای از کلاغ ها (مگپای) نیز اط این توانایی برخورداند. به این ترتیب که با قرار دادن یک پرچسب رنگی زیر منقار این پرندگان، و قراردادن یک آینه مقابل آنها، مشاهده شد که این زاغ ها با تشخیص تصویر خود در آینه، تلاش می کنند برچسب را از منقار خود جدا کنند.
اما علاوه بر توانایی کلاغ ها در محیط های اجتماعی، موضوع دیگری که حیرت دانشمندان را برانگیخته توانایی آنها در ساخت و استفاده از ابزار است. تحقیقات اخیر نشان می دهد که کلاغ ها در این مورد نه تنها از پستاندارانی نظیر شامپانزه ها چیزی کم ندارند، بلکه در مواردی رفتار پیچیده تری هم از خود به نمایش می گذارند.راسل گری، و تیم تحقیقاتی او از دپارتمان روانشناسی دانشگاه آکلند با مطالعه کلاغ های "نیو کلدونین" که در جزیره ای به همین نام در اقیانوس آرام زندگی می کنند، پی بردند که این کلاغ ها با جدا کردن شاخه اصلی، جدا کردن انشعابات آن و سپس شکل دادن به انتهای شاخه، ابزاری درست می کنند که در به دام انداختن کرم ها و حشرات کاربرد دارد.

در حالیکه دانشمندان موفق شده اند به بسیاری از رفتارهای هوشمندانه کلاغ ها ازجمله کلاغ های جزیره نیو کلدونین پی ببرند، اما یک سئوال اساسی وجود دارد که هنوز پاسخ قانع کننده ای برای آن پیدا نشده است. آنها مایلند بدانند که دلیل یادگیری و پیشرفت مهارت در ساخت و کاربرد ابزار توسط این نوع خاص کلاغ ها چیست.نکته جالب این است که حتی با دور کردن کلاغ های نیو کلدونین از محیط اصلی زندگی آنها، و قطع رابطه آنها با سایر اعضای گروه، این کلاغ ها همچنان توانایی ساخت ابزار برای رفع مشکلاتشان را به ارث می برند.به این ترتیب دانشمندان می گویند با وجودیکه شاید بعضی از مردم تصور کنند تحقیقات علمی در مورد پرندگان و به خصوص کلاغ ها بسیار پیشرفته است، در عمل این یافته اثبات می کند که آنها هنوز در مراحل ابتدایی تحقیقات به سر می برند.
منبع:تماشاگران
اگر مثل غازها باشيم!اگر به غازها وقتی از سرمای زمستان به مناطق گرمسير مهاجرت می کنند نگاه کنيد خواهيد ديد که آنها به شکل 7 پروازمی کنند. شايد علاقه مند باشيد بدانيد چرا.با پرواز به شکل 7راندمان پرواز در مقايسه با پروازبه تنهائی تا 71 درصد افزايش می يابد
درس اول:
در يک مسير حرکت کردن و در قالب تيم کار کردن کمک ميکند تا سريع تر و آسان تر به مقصد برسيمبا کمک به يکديگر نتايج چشمگير تر خواهد بود
وقتی غازی گروه را ترک می کند ناچار است مشکلات تنها پرواز کردن و مقاومت هوا را تحمل کندبنابراين فوراً به گروه می پيوندد و از قدرت گروهی که پيشاپيش او حرکت می کند بهره می جويد
درس دوم:
در ميان و هماهنگ با گروه بودن و در يک جهت حرکت کردن ميزان تلاش را کاهش ميدهد و رسيدن به هدف را آسان تر می کند. در چنين شرايطی هر کسی هم کمک ميرساند و هم دريافت کننده کمک خواهد بود
وقتی رهبر گروه از پرواز خسته می شود ...به انتهای گروه رفته و غاز ديگری رهبری گروه را بر عهده می گيرد
درس سوم:
رهبری را به اشتراک بگذاريد. اجازه دهيد در همه وقت احترام متقابل بين ما حاکم باشد
مشکلات و کارهای طاقت فرسا را بين هم تقسيم کنيم. توانائی هايمان را روی هم بگذاريم و استعدادها، منابع و قدرتمان را شريک شويم
وقتی غازها به شکل 7 پرواز می کنند با سرو صدای خود يکديگر را به جلو رفتن تشويق می کننددر اين صورت همه با يک سرعت به پيش می روند
درس پنجم:
وقتی تشويق شويم و به ما شجاعت داده شود پيشرفت ها چشمگير تر خواهد بود.تشويق و جرأت بخشيدن به موقع هميشه ايجاد انگيزه می کند،قدرت می دهد و کمک می کند تا بهترين نتيجه حاصل شود
وقتی غازی مريض يا خسته می شود
مجبور است گروه را ترک کند ...در اين صورت بعضی از غازها گروه را ترک کرده، به او کمک می رسانند و او را حمايت می کنند. اين غازها با او باقی خواهند ماند تا وقتی بميرديا بتواند دوباره به گروه باز گردد. در اين صورت غازهای کمک رسان، يا گروه ديگری تشکيل داده و يابه گروه اوليه می پيوندند
درس پنجم:
بيائيد در کنار هم بمانيم و به اينکه چه اختلافاتی با هم داريم توجه نکنيم، خصوصاً در مشکلات و چالش های بزرگ اگر کنار يکديگر باشيم و همديگر را حمايت کنيم، اگر بدون در نظر گرفتن اختلافاتی که بين ما وجود دارد، روح کار گروهی داشته باشيم،
خواهيم توانست بر مشکلات فائق آئيم
اگر ارزش واقعی دوستی را درک کنيم، اگر از احساس ما بودن و مشارکت آگاه باشيم
زندگی آسان تر خواهد شد و عمر پر بارتر خواهد گذشت
نتايج تحقيقات دانشمندان آلماني نشان مي دهد گاوهايي كه بصورت گلهاي و آزادانه در مراتع چرا مي كنند از حس تشخيص مغناطيس زمين برخوردارند زيرا تنها در جهت شمال به جنوب حركت مي كنند.تاكنون اطلاعات كمي در خصوص ارتباط ميان مسير حركت گلههاي دام و خطوط مغناطيسي زمين در دسترس بود.
اكنون گروهي از محققان دانشگاه ديوسيرگ اسن در آلمان با بررسي بيش از 8500 راس گاو در 308 چراگاه كشف كردند كه 60 تا 70 درصد از اين گاوها در جهت ميدان مغناطيسي زمين چرا مي كنند.دانشمندان آلماني با بررسي اتفاقي گروههاي حيوانات ديگر دريافتند كه اين رفتار در جمعيتهاي آهوي كوهيو گوزنها هم ديده مي شود.
اين محققان كه نتايج تحقيقات خود را در مجله علمي PNAS منتشر كردهاند پيش از اين در خصوص حركت شمال به جنوب گلهها فرشيهاي را مطرح كرده بودند كه نشان مي داد علت اين مسئله بدليل علاقه كم اين حيوانات به گرماي زياد است.
در حقيقت دماي بدن اين حيوانات به دليل لايه ضخيمي از سطح بدن آنها را پوشانده است بطور طبيعي بالاي 38 درجه سانتيگراد است بنابراين گاوها در گله ترجيح مي دهند در مسير شمال به جنوب كه مي تواند مسير حركت باد باشد حركت كنند.
اين درحالي بود كه اين محققان دريافتند حتي در روزهايي كه باد بشدت مي و.زد گاوها همچنان در جهت شمال به جنوب حركت مي كنند .همچنين با بررسي اطلاعات مربوط به ميزان ابر در آسمان ،موقعيت خورشيد و سرعت باد در موقعيت هاي مختلف نتايج يكساني بدست آمد.به اين ترتيب اين محققان علت تعيين اين مسير حركت در گاوها را به توانايي درك آنها در تشخيص ميدان مغناطيسي زمين مربوط دانستندLittle robin
Word s neweset species
A red-breasted bird discovered by accident in the forests of gobon is a new species,US scientists.
They have named the Little bird the olivemus,but say they know little about it yet,Reuters reported.
The Smithsonian Institution team found the bird while visiting
The forest on a biodiversity project,said brian Schmidt,a research ornithologist at the Smithsonian s National Mueseum of Natural History.
“I suspected something when I found the first bird in Gabon since it did not exactly mtch any of the species descriptions in the field guides,”Schmidt said in a statement.
“Once I was able to compare them said by side to other spectimens in our collections,it was clear that these birds were special..
پرندگاني كه بصورت دسته جمعي زندگي مي كنند در مبارزه با حريفان خود دقيقا مثل هواداران مسابقات فوتبال فرياد مي زنند و بعد از باخت در يك رقابت اظهار تاسف مي كنند.به گزارش خبرگزاري فرانسه ،مطالعات محققان دانشگاه بريستول روي نوعي هدهد سبز آفريقاي جنوبي كه بصورت گروههايي بيشتر از 12 تايي باهم زندگي مي كنند،نشان مي دهد پرندگان در فعاليتهاي دسته جمعي در مخالفت يا طرفداري از يكديگر صداهاي بلند و ناهنجار از خود در مي آورند و مثل هواداران فوتبال بر سر هم فرياد مي كشند يا با هم مشاجره مي كنند.اين تحقيقات همچنين نشان مي دهد كه پرندگان بعد از يك درگيري ،با منقارشان خود را مرتب مي كنند،مخصوصا در مواقعي كه مي بازند يا مبارزه اي به مدت زياد طول بكشد.پرندگان دقيقا مثل هواداران فوتبال وقتي در رقابتي مي بازند،با دوستانشان اظهار تاسف و و همدردي مي كنند و كاملا ناراحت مي شوند ، از يكديگر حمايت و به رقيبان گروه مقابل اعتراض مي كنند.مطالعات نشان داده است رفتار آراستن با منقار كه در پرندگان مشاهده مي شود،استرس را كاهش و همبستگي را خصوصا در ميان گروهي كه باخته است،افزايش مي دهد.
نسل 3 -26/6/87
آدرس دانلود: http://upload.iranblog.com/1/1221406776.zip




گروهی از دانشمندان کشف کرده اند که آواز پرندگان یک گونه براساس حالات روحی پرنده و منطقه وکشوری که ساکن آن هستند تفاوت دارد. محققان دانشگاه دوک در کارولینای شمالی با بررسی رفتاری پرندگان در سالهای 1979 و 2003 کشف کردند که برخی از پرندگان گویش محلی دارند. این دانشمندان در بررسی های خود که به منظور تکامل آواز انجام شده بود، نشان دادند که آوازهای جدیدتر جنس نر برخی از پرندگان نسبت به آوازهای قدیمی نسل های قبلی آرام تر و پایین تر است. براساس گزارش آنسا، این محققان با بررسی 10 پرنده ماده و 20 پرنده نر کشف کردند که آواز جنس ماده به این معنی است که این جنس در آرزوی جفتگیری است ، درحالی که از آواز جنس نر اینطور برداشت می شود که بیشتر به موفقیت های گذشته و گستره سرزمین خود می اندیشد. این تفاوت ها حاکی از آن است که سبک آوازها می تواند در سالهای کوتاه در یک گونه تغییر کند، بطوری که آوازهای قدیمی کمتر به عنوان علامت و نشانه های درونی پرنده شناخته می شد، اما اکنون این آوازها هم برای انتخاب شریک زندگی و هم برای رقابت میان جنس های نر سرداده می شود. به عبارت دیگر این تغییر سبک آواز در داخل جمعیت پرندگان می تواند نقش مهمی در ایجاد مرزهای رفتاری میان گروهای مختلف ایفا کند و می تواند به گونه های جدید منتقل شود
توی طبیعت همیشه می شه صحنه های جالبی رو که توسط حیوانات خلق می شه دید و این باعث می شه تا انسان باور کنه که حیوانات تنها از روی غریزه عمل نمی کنند و حتی حیواناتی که در نظر ما آدمها بسیار درنده تلقی می شوند می تونند بطور باور نکردنی بسیار دلرحم و مهربان باشند برای اثبات هم می تونید
کلیپ زیر رو دانلود کنید که توی اون یه پلنگ یه میمون و شکار می کنه بعد که متوجه می شه اون میمون یه بچه کوچیک داره از اون بچه مثل مادرش مراقبت می کنه
برای دانلود این کلیپ اینجا کلیک کنید
یه کلیپ دیگه هم پیدا کردم که زایمان یه گاو و تولد گوساله اش رو که سخت زایی هم داره نشون میده
این کلیپ ها بصورت زیپ شدن با فرمت3GP
مبحث اول: رفتارشناسي BEHAVIOUR
رفتار چيست؟ كليه تعاملات و واكنش هايي كه يك موجود زنده نسبت به محيط پيرامون خود دارد رفتار ناميده مي شود.
هدف واهميت رفتار شناسي:
• شناخت بهتر حيوان و نياز هاي حيوان جهت فراهم آوردن محيط مطلوب
• آشنايي با نحوه زندگي حيوان در محيط و رابطه حيوان با ديگران
• ايجاد رابطه با حيوان به منظور بكارگيري حيوان در راستاي اهداف مانند تعليم و آموزش حيوانات براي كمك به انسان
انواع رفتارها:
بطوركلي رفتارها را مي توان به دو دسته رفتارهاي غريزي و رفتارهاي اكتسابي تقسيم بندي نمود . رفتارهاي غريزي دسته اي از رفتارهاي حيوان مي باشند كه بواسطه غريزه و ذات حيوان انجام مي گيرد و از بدو تولد حيوان بطور نااگاهانه به آن عمل مي نمايد ولي اين رفتارها را نيز تماما نمي توان گفت كه بطور نااگاهانه انجام مي گيرند.زيرا با وجود اينكه اين رفتارها غريزي هستند اما گاهي تحت كنترل حيوان و بطور غير طبيعي تغيير پذير هستند.دسته ديگر رفتارها رفتار هاي اكتسابي هستند كه تحت تاثير آموزش مي باشد و مبناي آن ياددگيري مي باشد. اين آموزش مي تواند توسط انسان و يا حيوانات همنوع و يا حتي حيوانات غير همنوع صورت گيرد كه در ادامه مطلب بطور مشروح به آن خواهيم پرداخت.
با صرفنظر از دسته بندي بالا مي توان كليه رفتار هاي يك موجود(حيوان) را در قالب هاي زير دسته بندي و مطالعه نمود:
حیوانات نیز مانند انسانها دارای خصایص اخلاقی و رفتاری جالب و منحصر بفردی هستند و در حقیقت هر یک از آنها خصوصیات اخلاقی و ویژگی های منحصر بفردی دارد.
پیش از این تصور می شد که از میان حیوانات تنها میمونها حسودند.اما دانشمندان به تازگی به این نتیجه رسیدهاند که سگها نیز حیواناتی بسیار حسودند، برای اثبات این موضوع کافی است واکنش سگها را زمانی که صاحبشان ازدواج می کند بررسی کنید.
حتما شما پرنده هایی را دیده اید که روی شاخه درختان یا سیم های نازک بدون ترس از سقوط نشسته و حتی خوابیده اند می دانید چرا این پرنده های اینچنین راحت و بدون واهمه روی این سطح باریک می خوابند!
بیشتر پرندگان روی شاخه درختان می نشینند و بدون ترس ازسقوط حتی هنگام وزیدن بادهای تند می خوابند.راز این عمل در زردپی هایی نهفته است که در انگشتان آنها وجود دارد. به محض نشستن پرنده وزن بدن به این زردپی های فشار آورده و چنان آنها می کشد و سفت می کند که انگشتان پرنده خم می شود و شاخه را محکم می گیرد.
در انتهای زردپی های دیگری که زیر استخوان چنگال قرار گرفته صدها برآمودگی کوچک قرار دارد.این برآمدگیها درون غلافهای گیره مانند،کاملا محکم می شود.
سنگینی وزن پرنده روی سیم یا شاخه چفت شدن این برآمدگیهای درون غلاف را تضمین می کند.به این ترتیب پرنده ها حتی هنگام خواب نیز از روی شاخه نمی افتند.
همه ما در کتابهای دبستانی داستان روباه و کلاغ و حقه بازی و فریبکاری او را خوانده ایم اگر چه این ماجرا جنبه ی داستان دارد ولی در طبیعت نیز در بین تمام حیوانات روباه به تنهایی لقب زیرک ترین و حقه بازترین و سیاستمدارترین حیوانات را به خود اختصاص داده است.در ادامه کمی به زندگی و ترفندهایی که این حیوان زیرک و باهوش در زندگی بکار می برد اشاره می شود:
لک لک ها نمونه و سمبل مهر و محبت و عشق و صفا شناخته شده اند و حتی می توان ادعا نمود که در انی مورد از انسانها نیز جلوتر هستند و اعمالیکه انجام می دهند ب هوش و نبوغ آنها دلالت دارد که به نمونه ای چند از انها اشاره می کنم:
مراسم ازدواج لک لک ها بسیار جالب و دیدنی می باشد .دو لک لک جوان آماده ازدواج در وسط و در اطراف آنها بالغ بر 50 لک لک اجتماع کرده و سروصدا راه می اندازند پس از ازدواج دو لک لک نر و ماده معمولا خانواده عروس یک آشیانه به زوجین اهدا می نمایند که در حکم جهیزیه می باشد .لک لک ها پس از ازدواج تا آخر عمر از هم جدا نمی شوند مگر اینکه بدلیلی بین آنها جدایی و فاصله ایجاد شود.هنگام تاریکی و اوایل شب معمولا لک لک ماده مقابل لانه آمده و با بی صبری در انتظار شوهر بسر می برد پس پس از حضور لک لک نر در نزدیک لانه صداهایی را ایجاد می نماید که لک لک ماده را از حضور خود آگاه می سازد در مقابل لک لک ماده نیز نوک خود را به نوک جفت خویش نزدیک کرده و بدین ترتیب مدتی را به عشق بازی می گذرانند.
غیرت لک لک:
لک لک ها نیز مانند کلاغ ها بشدت ناموس پرستند و تعدد زوجات میان آنها وجود ندارد.تعصب خانوادگی در میان آنها بسیار شدید است.
در صورتیکه دادگاه لک لک ها رای به اعدام متهمی صادر نماید؛متهم قبل از اقدام سایرین خودش اینکار را انجام می دهد.
کبوتر پرنده ای ست که لطافت و زیبایی و خانمان دوستی و نظاافت و ملاحت را بهمراه دارد.
کبوتری که قادر به پرواز باشد ممکن نیست شب را از لانه خود دور بماند و کانون خانواده جدا بیاشد .اگر هر یک ازکبوتران نر یا ماده ای که با یکدیگر زندگی می کنند شبی رابر حسب اتفاق نتواند به لانه بازگردد دیگر نخواهد توانست مجددا به آنها مراجعه نماید و زندگانی گذشته را دنیال نماید زیرا در چنین حالی جفت دیگر با او تا سرحد مرگ مبارزه کرده و در ازای ای ن حکم محبتی که ممکن است است حتی بدون نظر انجام گرفته باشد هیچگاه با شوهر یا همسر خود آشتی نخواهد کرد.
دقت و وقت شناسی پرندگان در تاریخ حرکت و برگشت آنها به مکانی همواره یگانه،مورد توجه و تعجب علاقمندان بوده است.به همین مناسبت در اروپا برخی از این پرندگان را «پرندگان تقویم» می گویند.یک نمونه ازاین پرنگان مربوط به به آبچیلک دودی در منطقه هلسینکی فنلاند است؛این پرندگان زمستان گذر در آفریقا ،در مدت 24 سال همه ساله بطور متوسط روز چهارم ماه مه(با ختلاف دو روز پس و پیش)وارد می شوند.
مکان وفایی بسیاری از پرندگان بقدری دقیق است که می توانند سالها و هر دفعه پس از پروازهای طولانی به آشیانه ی اصلی خود برگردند.مکان وفایی در میان چلچله ها زیاد دیده می شود.حلقه گذاری نیز این مطلب را ثابت نموده است که حتی در استراحتگاه های بر سر مسیر پرندگان هرساله یک توده از درخت یا حتی به یک تک درخت یا بوته مراجعت می نمایند.
بال زدن،سرعت،نوع پرواز
در میان پرندگان چهارنوع پرواز وجود دارد:
1. بال زدن منظم:که از آن پرندگانی است که نسبت وزنشان به سطح بالها زیاد است،مانند غاز و مرغابی
2. پرواز جهشی:یعنی به نوبت بال زدن و بال بسته حرکت کردن،که این شیوه مربوط به پرنده های کوچک است مثل:سسک،سهره و توکا
3. به نوبت بال زدن و بال باز رفتن،که برای پرندگانی مناسب است که وزنشان بیش از تقریبا 150-140 گرم باشد که شامل بسیاری از پرندگان از جمله برخی از پرنده های شکاری،کبک و غیره می باشد.
4. بال باز روی و بال باز اوجگیری: که طریق پرواز پرندگان بزرگ است،مانند:لک لک، عقاب،لاشخور
سرعت کم در پرواز انرژی زیادی را می طلبد (و به تناسب بیشترین انرژی را شهدخور در حالت توقف در هوا مصرف می کند)سرعت خیلی زیاد نیز همینطوراست.مناسبترین سرعت آنست که از لحاظ مصرف انرژی بیشترین فاصله پرواز را موجب شود.مثلا اگر پرنده سرعت خود را از 70به75 کیلومتر در ساعت افزایش دهد،یعنی حدود 7% بیشترواین افزایش سرعت باعث ازدیاد مصرف انرژی به میزان 4%شود روشن است که با سرعت افزوده می تواند فاصله ی بیشتری را پرواز کند و در نتیجه پرواز با سرعت 75 کیلومتر در ساعت باصرفه تر است.این معادله ای است که پرنده بطور غریزی به آن پی می برد.
اندازه گیری ها نشان می دهد که سرعت گنجشک سانان بین 30تا50 کیلومتر درساعت،سرعت پرنده هایی مثلا به اندازه قمری حدود 60 کیلومتر در ساعت و سرعت پرنده هایی در حد مرغابی و غاز ۷۰تا 90 کیلومتر در ساعت است.
باصرفه ترین نوع پرواز از نظر مصرف انرژی مسلما بال باز روی و بال باز اوجگیری است.پرنده از جریان هوای گرم بالا رونده برای اوج گرفتن بال باز (معمولا تا حدود 500 متر ارتفاع)استفاده می کند و سپس بصورت بال باز روی بطرف پایه یا بخش زیرین جریان بالارونده بعدی می رود تا عمل خود را تکرار کند.این شیوه مخصوصا در مناطق کوهستانی مناسب است.محاسبات کارشناسان حاکی از آنست که در مقابل بال زدن،بال باز روی حدود 95 تا 97% کمتر انرژی می برد.باید اضافه کرد که پرندگان بزرگ مانند لک لک و لاشخور اگر این پرواز را در پیش نمی گرفتند،نمی توانستند به هدفشان برسند.
شکل بال و شکل دسته در پرواز:
معلوم ایت که شکل و اندازه بال رابطه ی مستقیم به نوع پرواز پرنده دارد.بال پهن و انگشت دار عقاب ،برای بال باز روی بسیار مناسب است.بالهای پرنده های بزرگی مانند غاز و قو که نسبتا دراز و نوک تیزند،هم برای بال زدن پشت سر هم که موجب سرعت بالا باشد مناسبند و هم برای بال باز روی.بالهای کوتاه و نوک گرد پرنده های کوچک(مانند گنجشک)برای بال زدن خیلی مناسبند.اصولا پرندگان مهاجر فواصل دور،بالهای دراز تر و با نوک تیزتر دارند که از لحاظ فیزیک هوابری (آیرودینامیک)برتر هستند.در مقابل بالهای کوتاه و پهن جهت مانور کردن،مخصوصا در نقاط پردرخت،مناسبت بیشتری دارند که طرلان و قرقی در این مورد نمونه های خوبی هستند.بسیار دیده می شود که دسته های پرندگان مهاجر از خطوط نیمه منظم در پرواز های خود استفاده می کنند؛مثلا خط اریب یا یک خط 8 مانند یا بصورتهای دیگر.اصولا هر پرنده به هنگام پرواز قدری عقبتر و در یکطرف پرنده ی جلوتر از خود قرار می گیرد بنحوی که خط پرواز پله مانند است.بررسی بیش از 1000 دسته پرواز به شکل های مختلف که مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است نشان داده است که این قبیل از شکل ها سبب صرفه جویی تا حدود 20% در انرژِی می شود.باید اضافه کرد که در این نوع پروازها پرندگان مرتبا جای خود را در صف عوض می کنند،زیرا پرنده ای که در اول صف و جلو پرواز می کند وظیفه اصلی برای غلبه بر فشار هوای مقابل را برعهده دارد و طبیعتا انرژی بیشتری مصرف می کند و زودتر خسته می شود لذا هر پرنده به نوبت در اول صف قرار می گیرد.
هوش گوسفندان:
طبق تحقیقات جدید،ضریب هوشی گوسفندان در بخاطر آوردن آنچه برای آنها رخ داده است باورکردنی نیست.براین اساس گوسفندان در بخاطر آوردن چهره های قدیمی که با آنها بوده اند نظیر چوپان ها ی گله و نیز خودگله ای که با آن بوده اند ،قدرت شگفت آوری دارند و به راحتی صاحبان قبلی و مکان سابق خود را تشخیص می دهند.
گوسفندان در مغز خود یک سیستم لنداسواری برای پاسخگویی به آنچه اتفاق می افتد دارند.گوسفندان به محیط غریبه واکنش ناراحت کننده نشان می دهند.براساس تحقیقات گوسفندان تا 50تصویر همنوعان خود را بخاطر می آورند.
زندگی گروهی
هرکس ده ها هزار فلامینگو را ببیند که شانه به شانه یکدیگر در یک کلنی لانه ساخته اند دیر یا زود می پرسد که«راستی چرا اینها چنین نزدیک بهم باید باشند؟»
در این مبحث می بینیم که چرا حیوانات با هم در یک گروه زندگی می کنند؟چرا فلامینگوها گله،اسبها رمه و کبوترهای وحشی دسته تشکیل می دهند.با توجه به مباحث پیشین دو عامل موثر عمده در تعیین اندازه گروه عبارتند از:
· غذا
· شکارچیان.
مقایسه جمعیت های مختلف در درون یک گونه واحد نیز بر اهمیت آنها تاکید دارد .
حیواناتی که زندگی گروهی ندارند (همچنین بعضی از آنها که دارند)اغلب از منافع خویش دفاع کرده و دیگر افراد همگونه را از آن برکنار می دارند .لذا سوالی که پیش می آید اینست که «چرا زندگی بطور گروهی؟»
زندگی در گروه و اجتناب از شکارچی:
حیوانات (مثلا در اینجا برای مثال غزال ها عربی) وقتی در مرتع که در آن شکارچی بسیار است زندگی می کنند ،زندگی گروهی دارند.این بدان معنی است که گروه می تواند به فرد کمک کند تا از تبدیل شدن به یک وعده غذایی شکارچی اجتناب نماید.این عمل می تواند به چندین صورت اتفاق بیفتد:
افزایش هوشیاری:
موفقیت بسیاری از شکارچیان بستگی به ناگهانی بودن عمل آنها و استفاده از اصل غافلگیری بستگی دارد؛اگر در جریان حمله شکارچی ،شکار پیش از موقع هوشیار شود شانس موفقیت شکارچی کم می شود.این موضوع مثلا در مورد طرلان به هنگام شکار دسته کبوترها صدق می کند.طرلان در حمله به دسته های بزرگ کبوتر موفقیت کمتری دارد. زیرا وقتی طرلان هنوز در فاصله دور است دسته به هوا برمی خیزد.اگر هر کبوتر در دسته هرچندگاه یکبار برای دیدن طرلان نظری به بالا کند،هرچه دسته بزرگتر باشد احتمال آنکه با ظاهر شدن طرلان در افق یکی از پرنده ها گوش به زنگ باشد بیشتر است.
اینکه تغییرات هوشیاری در ارتباط با اندازه گله دقیقا به چه شیوه است بستگی به این دارد که فرد در گروه وقت خویش را به چه ترتیبی مصرف می کند.مثلا هر فرد شترمرغ وقتی در گروه است در مقایسه با مواقع تنهایی سهم کوچکتری از وقت خویش را صرف نظر انداختن به اطراف می کند .اما با بزرگتر شدن گروه هوشیاری کلی آن (نسبتی از زمان که حداقل یکی از پرنده ها مشغول توجه به اطرااف است) کمی افزایش می یابد.لذا هرفرد وقت بیشتری برای خوردن و آگاهی بیشتری از نزدیک شدن خطر دارد.اگر هریک از پرنده ها سر خویش را مستقل از دیگران بلند کند افزایش هوشیاری ،در ارتباط با بزرگ شدن گروه ،با با پیش بینی ها مطابقت می کند . سربلندکردن پرنده ها در فواصل زمانی تصادفی است. لذا برای شکارچی کمین کرده غیر ممکن است که پیش بینی نماید تا چه وقت بایستی مخفیانه و در خلال سربالا کردن قربانیانش به جلو بخزذد بدون اینکه ردیابی شده باشد .هر گونه الگوی سربلندکردن قابل پیش بینی پرنده ها می تواند در تاکتیک شکارچی برای نزدیک شدن مورد استفاده قرار بگیرد.
مساله نحوه نظر اندازی افراد در گروه را یک نکته پیچیده می کند و آن اینکه در گروه های بزرگ، که هوشیاری کلی در حداکثر خویش و صددرصد است،برای فرد به صرفه است که تقلب نموده و در تمام اوقات با سر رو به پایین مشغول خوردن باشد.متقلب چیزی از دست نمیدهد ، یزرا دیگران سر را بالا می کنند و به اطراف نگاه می کنند لذا متقلب وقت اضافی برای خوردن پیدا می کند.مشخص نیست که چگونه جلو تکامل اینگونه تقلب ها گرفته می شود؛اما یک پیشنها به شرح ذیل است:
هرچندکه این استراتژی معصومانه که فرد بدون توجه به اینکه دیگران چه می کنند به اطراف نگاه کند و در حقیقت وظیه و کار خود را کامل انجام دهد(وجدان کاری!!!) در معرض تقلب قرار دارد، اما اگر گروه بیشتاراز افراد محافظه کاری ترکیب شده باشد که هیچکاری نمی کنند جز آنه سایر افراد همجوار آنرا انجام دهند ،چنین گروهی ممکن است نسبت به متقلب ها مقاوم باشد .
ترقیق و پناه گیری:
صرفنظر از این که با افزایش اندازه گروه هوشیاری مقداری اضافه می شود در عین حال با اضافه شدن اندازه گروه شانس اینکه هر فرد در جریان حمله یک شکارچی از بین برود سرعا کاهش می یابد زیرا شکارچی معمولا در هر بار حمله یک قربانی را می تواند بکشد لذا حیوانات با زندگی در گروه می توانند تاثیر شکارشدن و حمله موفقیت آمیز شکارچی را رقیق نمایند؛زیرا احتمال زیاد دارد که فرد دیگری قربانی باشد .ممکن است با بزرگ شدن دسته،و آشکاری بیشتر آن،تعداد حمله ها به گروه افزایش یافته و به این تریتیب تاثیر ترقیق(dilution effect ) را تا حدودی خنثی نماید ،اما احتمالا تاثیر خالص آن زندگی بصورت گروهی را ترغیب و شویق می نماید.شانس قربانی شدن یک شکار در گله 100 تایی (اگر همه عوامل دیگر یکسان باشد) در یک حمله منفرد فقط 1% است و احتمال حمله به گروه بیش از صد برابر حمله به یک شکار تنها نیست و اگر گروه واقعا هوشیارتر باشد به نفع شکارچی است که توجه خود را بیشتر روی گروه های کوچکتر و افراد منفرد متمرکز نماید.
احتمالا تاثیر ترقیق امتیار بسیار شایع زندگی گروهی است و می تواند رفتار عجیب و غریب پرندگانی از قبیل شترمرغ و اردک نوک اره ای را (در مواقعی که جوجه دارند)توجیه نماید.وقتی دو ماده با هم برخورد می کنند هر یک سعی بر آن دارد تا جوجه های دیگری را برباید و در دسته جوجه های خودش ادغام نماید .نگهداری جوجه های دیگران معمولا مقرون به صرفه نیست اما اگر فشار شکارچی شدید باشد اینکار بعلت ترقیق ، بصرفه است .یک مثال مشخص تر مربوط به اسبهای نیمه وحشی در ناحیه کامارگ مربوط است که یک ناحیه مردابی در جنوب فرانسه است.در ماههای تابستان اسبها از نیش خرمگس ها به ستوه می آیند و در طی این دوره است که بصورت گله های بزرگ مجتمع می شوند. شمارش تعداد مگس های هر اسب در گله های بزرگ و کوچک نشان داده است که احتمال حمله مگس در گله های برگ کمتر می شود.در یک آزمایش اسبها را از گله های بزرگ به کوچک و بالعکس جابجا کردند با اینکار تایید شد که زندگی در گروه ، به علت تاثیر ترقیق، از حفاظت بیشتری برخوردار است.
دفاع گروهی:
شکار صرفا یک قربانی منفعل در مقابل شکارچی نیست بلکه می تواند با زندیگ بصورت گروهی در مقابل جلب توجه ناخواسته شکارچی از خود دفاع نماید . در کلنی های کاکایی سر سیاه وقتی کلاغ به لانه نزدیک می شود پرنده ها تواما به تعقیب و تهدید می پردازند و در مرکز کلنی ، دفاع و جنگ جمعی(mobbing) علیه کلاغ شدت می گیرد . زیرا شکارچی در اینجا به لانه های بسیاری نزدیک شده است .
هزینه زندگی در گروه:
همانطور که قبلا اشاره شد یکی از هزینه های زندگی در گروه افزایش آشکارگی ( تابلو شدن!!) است .برای مثال لانه های حجیم توکای پشت بلوطی کاملا اشکار است و هنگامی که بصورت منفرد قرار بگیرد در معرض حمله بیشتری از جانب کلاغ ها قرار دارد و توجه شکارچی را جلب می نماید ولی هنگامی که بصورت کلنی قرار گیرند در عین حال که توجه بیشتری را جلب می کند و آشکارتر و تابلو تر است در معرض حمله کمتری از جانب شکارچیان قرار دارد زیرا دفاع جمعی را در پی دارد لذا می توان نتیجه گرفت دفاع جمعی در برابر مضرات آشکارگی سودمندتر است.
ادامه دارد...
کارشناسان زبان تایید کرده اند که گاوها نیز مانند انسانها دارای لهجه های محلی می باشند. دامپروران متوجه شده اند که صدای گاوها بسته به گله ای که به آن تعلق دارند کمی متفاوت است.
جان ولز استاد فونیک دانشگاه لندن می گوید: که پیش از این ثابت شده بود که پرندگان لهجه ی محلی دارند .
یکی از کشاورزان ناحیه سامرست انگلیس مدعی است که : وی مدت بسیاری را با گاوها بسر برده است و پی برده است که صدای آنها کشیدگی لهجه ی سامرستی را دارد.
جالب است بدانیم همین پدیده در مورد سگها و پرندگان نیز صدق می کند .به اعتقاد پژوهشگران تمایز لهجه صدای آواز پرندگان یک گونه در سراسر کشور کاملا مشخص است بنابراین طبیعی است که این مورد درباره ی گاوها نیز صدق نماید.
فیل ها
قبلا کمی درباره زندگی اجتماعی فیل ها براتون صحبت کردم و الان
می خوام مطلب جالبی رو در مورد زندگی و رفتار فیل ها شنیدم براتون بگم:
فیل ها موجودات اجتماعی ای هستند و به افراد گله شون اهمیت زیادی میدن.اگر که یکی از افراد گله دچار بیماری بشه و نتونه از جاش حرکت کنه بقیه فیل ها به سراغ اون می رند و با بویین و نوازش کردن اون با اون ابراز همدردی می کنند و سعی در بلند کردن اون می کنند.
شغال ها:
شغال ها بنیان اجتماعی و خانوادگی جالب و بسیار محکمی دارند بطوریکه طی هر دوره زادآوری هنگامی که توله ها به سن بلوغ می رسند و موقع ترک کردن خانواده می رسه و باید برای خود خانواده جدیدی تشکیل دهند بزرگترین توله نر خانواده رو ترک نمی کنه بلکه در خانواده باقی می مونه و در بزرگ کردن و تامین غذای توله های دوره بعدی به پدر و مادر کمک می کنه و اینکار تا زمانی ادامه پیدا می کنه که توله نر بعدی به سنی برسه که بتونه به پدر و مادر کمک کنه!
نظام اجتماعی
حیوانات نیز در زندگی اجتماعی خود به مانند انسانها تابع قوانینی خاص و تعیین شده هستند که تبعیت از آن باعث بقای جامعه می باشد و در مواردی خود را بیشتر از ما انسانها ملزم به تبعیت از آن می دانند.
نظام اجتماعی حیوانات نیز مانند جامعه انسانی دارای طبقات اجتماعی مشخص و متفاوتی است این مورد در حیواناتی که دارای زندگی اجتماعی و جمعی می باشند نمود بیشتری دارد و هر فرد با توجه به طبقه و جایگاه خود ملزم به رعایت قوانین می باشد.
برای مثال در هر گله ای فردی بعنوان رییس یا سرپرست گله وجود دارد که تمام اعضا از او فرمانبرداری داشته و تحت امر او می باشند.این فرد از قلمرو دفاع نموده و گله را هدایت نموده و تصمیم گیر ی ها به عهده وی می باشد معمولا این فرد قویترین و با تجربه ترین نر موجود می باشد ولی در حیواناتی نظیر فیل ها این مقام در اختیار ماده ی مسن و با تجربه ای است و تمام اعضا حتی نرها از وی تبعیت می کنند.ولی در گله شیر ها قویترین شیر این نقش را ایفا نموده و دیگر نرهای گله به او کمک می نمایند.
در اینجا مثالی جالب را در جامعه پرندگان ذکر می کنم:
مرغهایی که در مرغداریها پرورش می یابند با توجه به نحوه نگهداری آنها تابع قانونی خاص می باشند برای مثال مرغهاییی که روی بستر نگهداری می شوند به طبقات اجتماعی مختلفی تقسیم بندی شده و تحت آن زندگی می کنند مثلا در بالاترین جایگاه یک مرغ نقش ملکه را ایفا نموده و اجازه نوک زدن به تمام افراد دیگر را دارد و در هنگام غذا خوردن تقدم با وی می باشد پس از ملکه طبقه دوم قرار دارند افراد این طبقه نسبت به زیر دست ها برتری دارند ولی خود زیر دست ملکه می باشند و درپایین تر از این گروه طبقه سوم قرار دارند که به طبقات بالاتر برتری ندارند ولی می توانند به طبقات پایین تر برتری نمایند. این برتری بصورت نوک زدن نمود پیدا می کند یعنی اینکه طبقات بالاتر اجازه نوک زدن به طبقات زیر دست را دارند ولی طبقات زیردست نمی تواننند به بالادستی ها نوک بزنند.
این طبقه بندی با تعویض نحوه نگهداری تغییر می کند, مرغهایی که در قفس نگهداری می شوند دارای این طبقه بندی نیستند بلکه فقط به دو طبقه تقسیم بندی شده طبقه اول ملکه می باشد و کلیه افراد دیگر در طبقه دوم قرار می گیرند و فقط ملکه اجازه نوک زدن به دیگران را دارد و دیگ افراد همگی در یک سطح قرار دارند. این قانون قانون نوک زدن نامیده می شود.
ادامه دارد....
در ابتداي مطلب بايد بگويم كه جالبرين بخش رفتارشناسي مربوط به رفتار هاي گروهي و زيست محيطي مي باشد كه بطور مفصل درباره آن نكات بسيار جالبي را ذكر مي كنم.
در اولين بخش اين موضوع به بررسي رفتارهاي تغذيه اي حيوانات مي پردازيم.اصولا تغذيه يكي از اجزاء مهم در بقاي حيوانات مي باشد و بسته به نوع تغذيه (گياه خوار-گوشتخوار) مي توان حيوانات را به دسته هاي گوناگوني چون دانه خواران،جوندگان،علفخواران،همه چيزخواران،گوشتخواران و.... تقسيم بندي نمود.چيزي كه در اين جا مهم است راه تهيه غذا مي باشد در وهله اول جستجوي غذا بايد مورد توجه قرار گيرد.براي گوشتخواران اين موضوع با علفخواران تفاوت فاحشي دارد و آن در منبع تهيه غذا است كه شايد بتوان گفت تغذيه از گياهان آسانتر از گوشتخواران مي باشد زيرا براي كسب آن نياز به فعاليت زيادي نيست. براي توضيح بيشتر بايد بگويم كه در مورد گوشتخواران تنها راه تهيه غذا شكار است كه مسلما از طرف حيواني كه مورد تغذيه قرار مي گيرد(شكار)چندان مطلوب نيست!بنابراين براي شكار كردن شكارچي بايد مراحلي را طي كند:
اولين آن جستجوي منبع غذايي است حيواناتي كه توسط گوشتخواران مورد تغذيه قرار مي گيرند معمولا جزوء علفخواران مي باشند و عموما بصورت گله اي زندگي مي كنند.شكارچي معمولا پس از پيدا كردن طعمه بايد اقدام به كمين نمايد و در فرصت مناسب به شكار حمله مي نمايند.تا بتواند شكار را غافلگير نموده و فرصت فرار را از شكار سلب نمايد .معمولا بيشتر شكارچيان شكار گروهي را ترجيح مي دهند زيرا علاوه بر غافلگيري شكار مي توانند شكار راه محاصره نيز نمايند و زودتر به هدف خود برسند.از جمله اين حيوانات مي توان به شير،ببر ، گرگ و.... اشاره نمود.
در پرندگان شكارچي معمولا شكار بصورت انفرادي صورت مي گيرد ولي اين گروه نيز از كمين و حمله استفاده مي نمايند. گروهي از حيوانات نيز به طريقه لاشخوري تغذيه مي نمايند يعني از باقيمانده لاشه شكار ديگر جانوران استفاده مي كنند مانند لاشخور يا كركس و يا كفتار كه بارزترين مثالها براي آن است.
رفتارهاي حين تغذيه نيز بسيار حايز اهميت و جالب هستند .در حيواناتي كه بصورت گروهي شكار مي كنند سهم بردن نيز بصورت گروهي و تقريبا عادلانه صورت مي پذيرد اما در برخي مواقع ابتدا عضوي از گروه كه داراي درجه بالاتر است اجازه غذا خوردن دارد و پس از سير شدن او بقيه اعضاي گروه اين اجازه را پيدا مي كنند.معمولا بخش مهمي از غذا براي تغذيه فرزندان مورد استفاده قرار مي گيرد كه بصورت مفصل در بخش رفتارهاي مادرانه و پرورش فرزندان درباره آن توضيح مي دهم.
پس از شكار گروهي از شكارچيان شكار خود را در همان محل استفاده مي نمايند ولي دسته اي ديگر آنها را به محلي امن دور از دسترس دزدان انتقال مي دهند مثلا پلنگ پس از شكار آنرا به محلي مانند بالاي درخت انتقال مي دهد و با خيال راحت و دور از دسترس ياغيان آنرا استفاده مي كند.
چرخ ريسك نيز پس از شكار حشرات آنها را به درختان خاردار آويزان نموده و در حقيقت آنها را سلاخي مي نمايد.
دسته اي از حيوانات مقداري از غذايي را كه پيدا نوده اند بعنوان آذوقه براي فصل كم غذايي ذخيره مي نمايند از اين دسته مي توان سنجاب ها را مثال زد كه اقدام به جمع آوري و ذخيره غذاي لازم براي فصل زمستان در لانه و يا زير زمين مي نمايد و جالب اينكه عليرغم فراواني محل هاي ذخيره هيچگاه آنها را فراموش يا گم نمي كند.
مبحث اول: رفتارشناسي behaviuor
رفتار چيست؟ كليه تعاملات و واكنش هايي كه يك موجود زنده نسبت به محيط پيرامون خود دارد رفتار ناميده مي شود.
هدف واهميت رفتار شناسي:
• شناخت بهتر حيوان و نياز هاي حيوان جهت فراهم آوردن محيط مطلوب
• آشنايي با نحوه زندگي حيوان در محيط و رابطه حيوان با ديگران
• ايجاد رابطه با حيوان به منظور بكارگيري حيوان در راستاي اهداف مانند تعليم و آموزش حيوانات براي كمك به انسان
انواع رفتارها:
بطوركلي رفتارها را مي توان به دو دسته رفتارهاي غريزي و رفتارهاي اكتسابي تقسيم بندي نمود . رفتارهاي غريزي دسته اي از رفتارهاي حيوان مي باشند كه بواسطه غريزه و ذات حيوان انجام مي گيرد و از بدو تولد حيوان بطور نااگاهانه به آن عمل مي نمايد ولي اين رفتارها را نيز تماما نمي توان گفت كه بطور نااگاهانه انجام مي گيرند.زيرا با وجود اينكه اين رفتارها غريزي هستند اما گاهي تحت كنترل حيوان و بطور غير طبيعي تغيير پذير هستند.دسته ديگر رفتارها رفتار هاي اكتسابي هستند كه تحت تاثير آموزش مي باشد و مبناي آن ياددگيري مي باشد. اين آموزش مي تواند توسط انسان و يا حيوانات همنوع و يا حتي حيوانات غير همنوع صورت گيرد كه در ادامه مطلب بطور مشروح به آن خواهيم پرداخت.
با صرفنظر از دسته بندي بالا مي توان كليه رفتار هاي يك موجود(حيوان) را در قالب هاي زير دسته بندي و مطالعه نمود:
• رفتارهاي تغذيه اي
• رفتارهاي جنسي
• رفتارهاي مادرانه
• رفتارهاي دفاعي
• رفتارهاي لانه سازي
• رفتارهاي محيطي – زيستي
• رفتار هاي مهرورزي
• رفتارهاي يادگيري