|
|
|
|
|
یکی اینو باز کنه من تشنمه
|
||
|
+
نوشته شده در جمعه چهاردهم مهر 1385ساعت 2:9 توسط کفترچاهی
|
|
||
|
|
|
|
|
پیرمرد موتور سوار به سرعت توقف کرد و به سمت کنار جاده دوید. مقداری بوته و چوب در جلوی پناهگاهی که به نظر می رسید در آن یوزپلنگ زندگی می کند، آتش زد. چند دقیقه بعد سه بچه یوز که احساس ترس و خفگی داشتند از پناهگاهشان خارج شدند. پیرمرد با بیل خود آنقدر بر سر آنها زد تا هر سه تایشان مردند. |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه دهم مهر 1385ساعت 2:25 توسط کفترچاهی
|
|
||
|
|
|
|
|
یوزپلنگ یا یوز : با نام علمی(Acinonyx jubatus) جانوری است از خانواده ی گربه سانان. بدن این گربه سان بیهمتا طی چندین میلیون سال تکامل طوری طراحی شده است که به این جانور امکان حرکت با سرعتی برابر با ۱۱۰ کیلومتر در ساعت را میدهد. اندام باریک، پاهای لاغر و بلند، قفسه سینهای کم پهنا ولی عمیق و دارا بودن جمجمهای کوچک، ظریف وگرد، یوز را به سریعترین جانور روی زمین تبدیل کرده است. یوزها به آسانی از دیگر گربه سانان تشخیص داده میشوند. این امر به دلیل وجود خالهای روی بدن او نیست بلکه بدن باریک و کشیده، سر کوچک، چشمهای بالا قرار گرفته و گوشهای کوچک و تا حدودی پهن است که آنها را متمایز میکند. طعمه معمول آنها غزالها (به ویژه غزال تامسون)، ایمپالا، آنتیلوپها و دیگر پستانداران سم دار حداکثر تا ۴۰ کیلوگرم وزن هستند. یک نر بالغ تنها هر چند روز یک بار شکار میکند اما مادههای دارای توله تقریباً هر روز به شکار میپردازند. در حالی که سایر گربه سانان شکارچیان شب هستند یوزها عمدتاً روز فعال بوده و اغلب در اوایل بامداد و غروب آفتاب به سراغ طعمههای خود میروند. تاکتیک او در شکار مخفی شدن و نزدیک شدن به طعمه است. زمانی که او به حدود ۳۰ متری طعمه خود رسید با حرکتی سریع به طرف او یورش میبرد. تعقیب طعمه به طور متوسط بیست تا شصت ثانیه به طول میانجامد و این زمان در یک فاصله ۱۶۰ متری صرف میشود. (حداکثر ۵۰۰ متر) و پس از آن دیگر طعمه را دنبال نمیکند. ضریب موفقیت او در شکار پنجاه درصد اندازه گیری شده است. میزان تغذیه روزانه آنها به طور متوسط در روز دو کیلوگرم است که به نظر غذای زیادی نیست. طول سر و بدن او بین ۱۱۲ تا ۱۳۵ سانتیمتر، طول دمش ۶۶ تا ۸۴ سانتیمتر و وزن او بین ۳۹ تا ۶۵ کیلوگرم اندازه گیری شده است. (نرها ۱۵ درصد درشت جثه تر از مادهها هستند) طول دوره عمر آنها در طبیعت هفت سال گزارش شده اما به نظر میرسد حداکثر تا ۱۲ سال هم عمر کنند. عمر آنها در اسارت تا ۱۶ سال هم گزارش شده است. مادهها هر دو سال یک بار زایمان دارند و نرها در سه سالگی به سن بلوغ میرسند. یوزها به دو حالت در طبیعت دیده میشوند: گروه خانوادگی و نرهای سرگردان. نرهای سرگردان معمولاً برادر بوده و اغلب یک ائتلاف دو یا سه نفره را تشکیل میدهند؛ به ندرت اتفاق میافتد که یک نر تنها زندگی کند. این ائتلاف در کنار هم قرار داشته، با هم به شکار رفته و معمولاً محدوده زندگی آنها با قلمرو چند ماده هم پوشانی دارد. پیش از زایمان، یوز ماده یک ناحیه یا کنام مناسب را که معمولاً علفزار بلندی در یک ناحیه مرطوب است انتخاب کرده و یک تا شش توله ۲۵۰ تا ۳۰۰ گرمی میزاید. این تولهها از ۱۴ تا ۱۶ ماه پس از تولد تحت مراقبت مادر قرار دارند و یوز ماده به جز هنگام شکار لحظهای آنها را تنها نمیگذارد. در سه یا چهار ماهگی تولهها از شیر گرفته شده و توسط غذای حاصل از طعمه تغذیه میشوند. نرها در مراقبت والدینی نوزادان هیچ دخالتی ندارند. بچهها همیشه در حال بازی با یکدیگر بوده و مهارتهای شکار را با طعمههای زندهای که مادر به کنام باز میگرداند فرا میگیرند، هر چند این تولهها همچنان در شکار طعمه آماتور باقی میمانند. یوزهای جوان در سنین بعد از نوجوانی و در هنگام جدا شدن از مادر به مدت شش ماه به جهت ایمن بودن از خطرات احتمالی با هم باقی میمانند. اما پس از این دوره خواهرها گروه را ترک کرده اما برادرها به زندگی در کنار هم ادامه میدهند. پیدایش و پراکنش
زمان پیدایش یوز به حدود ۴ تا۵ میلیون سال پیش باز میگردد و شواهد حاکی از آن است که آنها زودتر از دیگر گربههای بزرگ تکامل یافته اند. قدیمیترین سنگوارههای آنها در امریکای شمالی و در ایالتهای تگزاس، نوادا و وایومینگ امریکا مشاهده شده است. زمانی آنها در سرتاسر آسیا، افریقا، اروپا، امریکای شمالی گشت میزدند اما در انتهای دوره یخبندان (در حدود ۱۰ هزار سال قبل) تغییرات اقلیمی عظیم باعث نابودی بخش بزرگی از پستانداران شد که یوزها هم از این فاجعه بی نصیب نماندند. همگی یوزهای امریکای شمالی و اروپا و بیشتر جمعیت آسیایی و افریقایی این موجود از بین رفت و برخی از متخصصان عقیده دارند که جمعیتهای کنونی آن از اندک حیوانات بقایافته و خویشاوند نزدیک اشتقاق پیدا کرده اند. ازدواج خویشاوندی بالا در تعداد پایین گروههای باقی مانده وضعیت وخیم کنونی این گونه را سبب شده است. این جانور دارای تنوع ژنتیکی بسیار پایینی بوده و جمعیتهای جانوری این چنین دچار مرگ ومیرهای زیادی میشوند. با وجود قدرت تکثیر بالای یوزها در طبیعت، تکثیر در اسارت این جانوران در جهت تکثیر آنها در بعضی نقاط مانند امریکای شمالی جواب نداده است. گونه یوز دارای دو زیرگونه است: زیرگونه آسیایی و زیرگونه افریقایی. هر چند در این مورد اختلاف نظر وجود دارد و برخی متخصصان تعداد بیشتری زیرگونه را در نظر میگیرند. در بین این دو، زیرگونه افریقایی که در بسیاری از بخشهای این قاره پراکندگی دارد وضعیت نسبتاً بهتری را دارد. به نظر میرسد که در حدود ۵ تا ۱۵ هزار یوز هنوز در افریقا باقی مانده اند. اما زیرگونه آسیایی که روزگاری در بخشهای وسیعی از خاورمیانه و هند پراکندگی داشت اکنون تنها محدود به جمعیتهای موجود در کشور ما شده است. بدین ترتیب از این پس میتوان به جای یوز آسیایی از عنوان زیباتر اما ناخوشایند یوز ایرانی استفاده کرد. پراکندگی یوز در بخشهای مرکزی ایران و در محدوده دشت کویر و دشت لوت و نواحی اطراف آن قرار دارد. بیژن فرهنگ دره شوری متخصص کارکشته و قدیمی حیات وحش ایران درباره وضعیت گذشته نه چندان دور این جانور گفته است: «مدیریت، حفاظت و طبیعت مناطق پراکندگی یوز آنچنان تقویت و ترمیم یافته بود که هیچ گونه نگرانی برای بقای یوز و همین طور دیگر جانوران کشور وجود نداشت. در زمان انقلاب پارکها و مناطق حفاظت شده کشور مورد هجوم شکارچیان، دامداران، کشاورزان و زمین خواران قرار گرفت. مناطق حفاظت شده و پارکهایی که در مجاورت شهرها قرار داشتند علاوه بر مهاجمان فوق مورد هجوم ادارات دولتی و ارگانهای نظامی نیز بودند و بخشهای زیادی از آن مناطق به منازل مسکونی، کارخانه و پادگانهای نظامی تبدیل شدند. سازمان حفاظت محیط زیست علاوه بر اینکه بخشهایی از مناطق خود را از دست داد، در بخش باقیمانده نیز امنیت سابق بربادرفته بود. تهاجم به همه مناطق کشور لطمه زد ولی به مناطق دشتی بیش از دیگر مناطق آسیب وارد آمد.» او علاوه بر اینها شکار یوز، صید طعمههای بالقوه جانور، هجوم دامداران و سگهای گله؛ اشغال آبشخورها را نیز از جمله تهدیدهای این جانور میداند. اما به نظر میرسد با وجود شرایط حاکم بر محیط زیست ایران نمیتوان امیدی به بقای آن داشت. شاید تا چند وقت دیگر از یوزهای خرامان دشتهای گرم سرزمین مان تنها چند عکس و خاطره یادگار بمانند و این مرکب شاهان و بزرگان به سرنوشت بسیاری از دیگر جانداران انقراض یافته دچار شود. رویت یوز پلنگ ایرانی در سبزوار پس ازچندین سال که گمان می رفت این حیوان در این منطقه منقرض شده باشد دو روز قبل در ارتفاعات اطراف روستای افچنگ سبزوار یک قلاده از این حیوان منحصر بفرد و زیبا مشاهده شد.پیشتر گمان می رفت که که تنها فقط چند قلاده دیگر از این حیوان در اطراف شاهرود موجود می باشند که با رویت این حیوان جای امیدواری برای بقای نسل این حیوان وجود دارد.لازم بذکر است که دوسال پیش شکارچیان بطور ناجوانمردانه یک قلاده یوز آبستن را شکار نمودند و تلاشهای محیطبانی شهرستان نیز برای شناسایی و دستگیری این شکارچیان سودی در برنداشت. |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه دهم مهر 1385ساعت 2:24 توسط کفترچاهی
|
|
||
|
|
|
|
![]() |
||
|
+
نوشته شده در جمعه هفتم مهر 1385ساعت 1:57 توسط کفترچاهی
|
|
||
|
|
|
|
|
سگ ولگرد
|
||
|
+
نوشته شده در جمعه هفتم مهر 1385ساعت 1:35 توسط کفترچاهی
|
|
||
|
|
|
|
|
+
نوشته شده در چهارشنبه پنجم مهر 1385ساعت 23:42 توسط کفترچاهی
|
|
||
|
|
|
|
|
پس ازچندین سال که گمان می رفت این حیوان در این منطقه منقرض شده باشد دو روز قبل در ارتفاعات اطراف روستای افچنگ سبزوار یک قلاده از این حیوان منحصر بفرد و زیبا مشاهده شد.پیشتر گمان می رفت که که تنها فقط چند قلاده دیگر از این حیوان در اطراف شاهرود موجود می باشند که با رویت این حیوان جای امیدواری برای بقای نسل این حیوان وجود دارد.لازم بذکر است که دوسال پیش شکارچیان بطور ناجوانمردانه یک قلاده یوز آبستن را شکار نمودند و تلاشهای محیط زیست شهرستان نیز برای شناسایی و دستگیری این شکارچیان سودی در برنداشت. |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه پنجم مهر 1385ساعت 23:41 توسط کفترچاهی
|
|
||